تا ملائک همه، پَر را حَرَکت میدادند
دور تو، قُرص قمَر را حرَکت میدادند
به طواف تو زمین بار دگر میچرخَد
چون که خُدّامِ تو دَر را حرَکت میدادند
پرچم و گنبد و گلدسته برای زُوّار
به خوشآمد، همه سَر را حرَکت میدادند
صبح، خُدّام تو بودند که با جاروشان
از کفِ صحن، سحَر را حرکت میدادند
مقصدِ اصلیِشان پنجرهفولاد تو بود
کودکانی که پدر را حرَکت میدادند
نوبتِ عصر شفایت به سرِ شانه صَحن
دستها، چند نفر را حرکت میدادند