همیشه از حَرمت بوی سیب میآید
صدای بالِ ملائک عجیب میآید!
سلام، ضامن آه! دلِ شکسته من
به پایبوسِ نگاهت غریب میآید
نگاهِ زخمیِ تو تا بقیع بارانی است
مگر ز سَمت مدینه طبیب میآید؟
به پای دردِ دلت، ای غریبه تنها
عَلی ز سَمت نجف، عنقریب میآید
طلایِ گنبدِ تو وعدهگاهِ کفترها است
کبوترِ دلِ من بیشکیب میآید
برات گشته به قلبَم مُراد خواهی داد
چرا که ناله «اَمَّن یُجیب» میآید