نامهاى مادر امام
مادر امام رضا عليهالسلام، بانويى به نام تُكتَم از اهالى نَوبه است كه پس از ورود به خانه موسى بن جعفر عليهالسلام، وى را نجمه ناميدهاند.
در كتابهاى تاريخى، از وى با نامهاى سُكَن، خيزران، صقره، اروى ، ام البنين و طاهره نيز ياد شده است كه اينها احتمالاً القابى است كه به مناسبتهاى گوناگون، به وى دادهاند. مثلاً سُكَن از مادّه سكون به مناسبت وقار آن مخدَره، و خيزران (كه نام تَركههاى سرخرنگ بوتهاى است) به مناسبت اندام ظريف وى، و نجمه به دليل نورانيت او، و صقره باز به جهت تيزبينى و همت والاى آن بانو، و امالبنين به تفألِ آوردن فرزندان، و طاهره به دليل حصانت و پاكى وى از دنائت بوده است.
نَوبه كجاست؟
ياقوت حموى چند محلّ را به نام نوبه معرفى مىكند:
1 ـ شهركى در تونس
2 ـ موضعى در حجاز با فاصله سه روز راه از مدينه
3 ـ ناحيهاى در نزديكى درياى تهامه درياى سرخ
4 ـ سرزمينى در جنوب مصر
بىشك، نجمه از چهارمين محلّ، يعنى سرزمين نوبه در جنوب مصر بوده است... زيرا وى در نيمه قرن دوّم هجرى كه امام كاظم عليهالسلام حدود بيست سال داشت به عنوان برده به مدينه آورده شده و به بيت امام انتقال يافته است...
مىدانيم كه در اين دوران، مردم تونس كه در كتابهاى تاريخى و فتوحات اسلامى ، به نام افريقيه خوانده شده است مسلمان بودهاند. سرزمين حجاز و همچنين كناره درياى سرخ كه مراد ساحل عربستان است نيز در زمان ابوبكر 11 ـ 13 هجرى تماماً جزو قلمرو اسلامى بوده است و نمىتوان از اين سرزمينها، مردمى را به عنوان اسير به مدينه آورد و در معرض فروش قرار داد، پس نجمه از سرزمين وسيع نوبه، در جنوب مصر بوده است كه تا آن زمان هنوز به تصرف مسلمين در نيامده بود.
اين منطقه نوبه، نام جايى است در افريقا، در كنار نيل كه بين اسوان استانى در جنوب مصر و سودان، واقع شده است و دو بخش را شامل مىشود:
الف: نوبه سفلى كه جزو خاك مصر و بين اسوان استانى در جنوب مصر و دره حلفا قرار دارد كه پس از بستن سدّ اسوان، قسمتى از آثار باستانى آن به موزههاى مصر منتقل شد و معبد بزرگى كه در داخل سدّ قرار گرفته با تعبيه ديوار بتونى ، هم اكنون مورد بازديد مسافران و نمايشگر تمدّن ديرين اين سرزمين است و بازديد از آن با قايقهاى محلّى صورت مىگيرد.
ب: نوبه عُليا كه در شمال شرقى كشور سودان واقع شده است و سلسله شانزدهم فراعنه مصر در آن جا معابدى ساختهاند كه هم اكنون باقى است.
نوبه در گذشتههاى دور داراى تمدّن و حاكمان مقتدرى بوده است كه از آن جمله، كشور كوشى را در سده هشتم قبل از ميلاد در آن ديار مىتوان نام برد.
پس از درگذشت اسكندر و به سرآمدن دوران جانشينان وى كه به بطالسه معروف بودهاند مردم آن ديار مسيحيت را پذيرفتند و تا سده 14 ميلادى كه به دين اسلام مشرّف شدند، جزو پيروان دين مسيح به شمار مىرفتند.
هماكنون هفتاد درصد نژاد مردم شمال و غرب كشور سودان، نوبهاى، و حدود سى درصد كه در غرب سودان متوطّناند، سودانى و سياه پوست هستند. با توجّه به اين مسأله كه نژاد اهل نوبه از سياه پوستان متمايز است، نبايد نجمه را سياهپوست دانست، بلكه چون ساير مردم شمال سودان و جنوب مصر، گندمگون و به اصطلاح عربها سمراء بوده است.
به هر حال، مردم اين ناحيه هم اكنون مسلمان هستند و به عربى تكلّم مى كنند و اتفاقاً ناحيه آباد كشور سودان همين بخش است كه به واسطه برخوردارى از سواحل نيل كناره رود نيل و دره يادشده از لحاظ دامدارى و كشاورزى جزو مناطق خوب افريقا است.
ياقوت مىنويسد: مردمان نوبه صاحب شتر و اسب و گاو گوسفندند. منتهى اسبهاى نجيب متعلق به پادشاه است و نوع يابو يا برزون، متعلق به عامه است. محصول غلّه اين ناحيه عبارت از گندم و جو و ذرّت مىباشد.
برگرفته از كتاب: چهل حديث حضرت رضا عليهالسلام
نوشته كاظم مدير شانهچى