در سالهای اخير زائران ايرانی مدينه منوره را در پايان گشتِ يکروزه در شهر و بازديد از منطقه اُحد و مساجد ذوقبلتين و قبا و چند جای ديگر، به جايی مشهور به «مَشرَبه امابراهيم» میبرند تا زائران از پشت ديوارهای سفيد و درِ بسته قبرستانی در ابتدای يکی از کوچههای خيابان علی بن ابیطالب (ع) در منطقه «العوالي» واقع در شرق قبرستان بقيع، مقبره مادر امام رضا عليهالسلام را زيارت کنند. اما اين جا بهراستی کجاست؟ مشربه چيست؟ امابراهيم کيست؟ و چرا درهای آن جا را بستهاند؟
بر پايه اسناد تاريخي، اين قطعه زمين در ميان نخلستانهای شرقی مدينه، هنگام حضور پيامبر(ص) در آن شهر متعلق به يک يهودی دانا و دارا به نام «مُخَيريق» از يهوديان بنینضير بوده که در هنگام جنگ احد، با يادآوری اين که ياری پيامبر واجب است و محمد همان کسی است که ما انتظارش را میکشيم، افراد قبيلهاش را به پاسداری از پيامبر فرا میخوانَد، ولی چون پاسخ مثبتی از آنان نمیشنود، خود راهی نبرد میشود و در جنگ به شهادت میرسد. وی پيش از رهسپاری به منطقه احد وصيت میکند که اگر کشته شدم، آن چه دارم از آنِ محمد است و او هر گونه که خواهد در آنها تصرف کند و بدين گونه بوستانهای هفتگانه او و از جمله همين زمين که بعدها «مشربه امابراهيم» نام میگيرد، از سال سوم هجری به پيامبر تعلق دارد.
پيامبر پس از شهادت وی میفرمايد: «مخيريق بهترين کس در ميان يهوديان است». با رحلت رسول خدا، همين هفت قطعه زمين محصور که به «حوائط سبعه» معروف است بهعلاوه «فدک» در اختيار حضرت فاطمه زهرا(س) قرار میگيرد.
دليل نامگذاری اين قطعه زمين به مَشرَبه شايد اين باشد که اين واژه به معنای اتاق يا ايوان و سکوی پيش روی آن است، و چون آنجا چنين بوده است، آن را مشربه ناميدهاند، نيز شايد به اين اعتبار آن را مشربه نام دادهاند که مشربه به معنای جای بلند است و چون محل آن اتاق بلندتر از ديگر نقاط نخلستان بوده آن را مشربه خواندهاند. گفتهاند که مشربه به معنای زمينی حاصلخيز و هميشهسبز هم آمده است، و آنجا چنين بوده است. شايد هم در آن قطعه زمين آب شرب گوارايی جاری بوده که مردمان از آن مینوشيدهاند.
علت انتساب آن به امابراهيم نيز آن است که چون پيامبر در سال ششم يا هفتم هجری نامهای به مقوقس فرمانروای اسکندريه مصر فرستاد و او را به اسلام فرا خواند، وی به پاس اين دعوت، هدايايی و از جمله دو کنيز به نامهای «ماريه» و «سيرين» دختران شمعون را نزد پيامبر گسيل داشت. اين دو که خود از بزرگزادگان آن سرزمين بودند، در مدينه اسلام آوردند، سيرين به نکاح حسان بن ثابت در آمد و ماريه نزد پيامبر و در خانه يکی از ياران رسول خدا نزديکِ سرای آن حضرت ماند و چون به دليل زيبايی ظاهری و سيرت نيکو، مورد توجه پيامبر و در نتيجه مايه رشک ديگر همسران حضرت شد، او را به همان اتاق واقع در مشربه انتقال داد و فردی به نام «رباح» را به نگهبانی آن مشربه گمارد.
يکی از پسران پيامبر يعنی ابراهيم نيز از وی در همانجا زاده شد. مشربه از همين رو به ماريه يعنی مادر ابراهيم انتساب دارد و به نام مشربه امابراهيم خوانده میشود. ابراهيم در حدود هجدهماهگی از دنيا رفت و جنازهاش را در گورستان بقيع به خاک سپردند. ماريه نيز تا سال پانزدهم هجری زنده بود و پس از آن جنازهاش در بقيع و کنار فرزندش ابراهيم دفن شد.
آياتی از سوره تحريم در پی حسادت يکی از همسران پيامبر نسبت به ماريه و نکوهش اين رفتار ناشايست وی نازل شده است و به دنبال نزول همين آيات بود که پيامبر، ماريه را از همسايگی ديگر همسران خود جدا کرد و او را در بوستانی دور از خانه و مسجد جای داد.
نيز گفتهاند که شأن نزول آيات مربوط به حديث اِفک که در سوره نور آمده، در باره شايعهای در مورد ماريه است. بدين گونه بود که اين مشربه، همواره مورد بیتوجهی آن دو همسر پيامبر که گفتهاند حفصه و عايشه دختران عمر و ابوبکر بودهاند، قرار داشت.
گويا تا زمان امام صادق(ع) مشربه به همان حالت آغازين خود بوده که امام فرموده است: در زيارت مساجد مدينه از قبا آغاز کن و در آن نماز بگزار، که نخستين نمازگاه پيامبر در آن خطه است، آن گاه به مشربه امابراهيم برو و در آن جا نيز که خانه و نمازخانه پيامبر است، نماز بخوان. امام صادق(ع) در روايتی ديگر نيز میفرمايد: از آثار رسول خدا(ص) چيزی جز اينها (مسجد قبا، مسجد فضيخ و مشربه امابراهيم) نمانده، مگر آن که آن را دگرگون کردهاند.
از آن پس، در آنجا مسجدی ساختهاند که به مسجد مشربه شهرت يافته است و در پارهای از کتابهای تاريخی حتی طول و عرض آن و مشخصاتی همچون بدون سقف بودن آن ذکر شده است.
محل مشربه، چه پيش از آن که به صورت مسجد درآيد و چه پس از آن، همواره مورد عنايت امامان بزرگوار شيعه(ع) بوده، به گونهای که آن را پس از مسجد قبا مهمترين مکان زيارتی شهر مدينه برشمردهاند و در پرتو همين آموزهها، شيعيان نيز خود را به زيارت اين نقطه پايبند میدانستهاند.
با روی کار آمدن حکومت وهابيان در سرزمين عربستان، و پيگيری سياست تخريب نمادها و نشانههای ديرين اسلامي، بهخصوص بناهايی که نشانی از رويکرد شيعی داشته يا مورد توجه و عنايت پيشوايان شيعه قرار گرفته، اين مسجد نيز ويران شد و مانند ديگر مساجدی که دير يا زود از پا افتاد، به محلی برای دفن اموات اختصاص يافت. تو گويی برای وهابيان پذيرفتنی نبود که هر ساله هزاران تن از زائران شيعی، به زيارت مشربهای بيايند که يادآور خاطره رنجش پيامبر از دختران ابوبکر و عمر و نزول آياتی در اين زمينه است.
همان گونه که گفته شد، همه نشانههای تاريخی حاکی از آن است که مشربه يادشده از زمان پيامبر تا زمان امام صادق(ع) به همان شکل نخستين باقی مانده، از آن تاريخ تا آغاز حاکميت آلسعود به صورت مسجد در آمده، و از آن تاريخ تا کنون به شکل يک گورستان و در حصار ديوارهای بلند مورد استفاده است.
اينک معروف است که مقبره نجمهخاتون مادر امام رضا(ع) و مزار حميده بربريه مادر امام کاظم(ع) در همان زمين قرار دارد و بيشتر انگيزه زائران از زيارت مشربه خواندن زيارت و فاتحه برای آن بزرگواران است.
اما آيا میتوان دليلی را سراغ گرفت که شخصيتی مانند مادر امام رضا(ع) در آن جا دفن شده باشد؟ حال آن که در آن زمان مشربه با کاربری مسجد شناخته میشده و افزون بر آن، گورستان بزرگ و شناختهشدهای همچون بقيع که مدفن پيشوايان شيعه نيز بوده، در همان شهر مدينه قرار داشته است.
يا بايد گفت: مادر امام رضا(ع) که خود يکی از اهالی سرزمين نوبه واقع در جنوب مصر و شمال سودان بوده، به دليل پيوندهای سرزمينی با ماريه همسر پيامبر که او نيز خود از همان منطقه به مدينه آمده است، به خاکسپاری در آن مشربه علاقهمند بوده است.
يا چنان که برخی گفتهاند بر اين باور رفت که در اين جا ميان دو امابراهيم اشتباهی رخ داده است. در توضيح اين مطلب بايد يادآور شد که نام يکی از برادران امام رضا(ع) ابراهيم بوده است، بنابراين همان طور که موسی بن جعفر(ع) را ابوابراهيم میخوانند، همسر آن حضرت يعنی مادر امام رضا(ع) را هم امابراهيم میخوانند، در حالی که مادران ابراهيم و امام رضا(ع) متفاوت بودهاند، ابراهيم زاده کنيزی به نام نجيه است و امام رضا(ع) از دامان بانويی به نام نجمه که با القاب تکتم و اروی و سمانه نيز خوانده میشود، به دنيا آمده است. بنابراين حتی اگر اين مشربه مقبره امابراهيم همسر حضرت موسی بن جعفر(ع) هم باشد، او مادر ناتنی امام رضا(ع) است. اين نکته را برخی از پژوهشگران معاصر گفتهاند و بر آن پافشاری دارند.
ايشان افزوده است: از اين گذشته اصلاً مشربه را چه به مقبره؟
هر چه باشد، به گفته همان محقق محترم، خوب است کسانی که زائران را با دلی پاک و باصفا به زيارت آن مشربه میبرند، افزون بر توضيحاتی که در باره زندگانی امام رضا(ع) و فضيلت زيارت مادر حضرت يادآور میشوند، به تاريخچه آن مشربه و ماجرای رنجش پيامبر از حفصه و عايشه و ماندن در مشربه امابراهيم نيز اشاره کنند؛ امری که وهابيان همواره از آن پرهيز داشته و با ويران کردن مسجد و زدودن نشانههای تاريخی مشربه، کوشيدهاند آن را از خاطرهها بزدايند و شايد با توجه به همين امر بوده است که حضور و نماز گزاردن در اين مشربه مورد تأکيد امام صادق(ع) قرار گرفته است.
باري، گرامی باد ياد امابراهيم ماريه قبطيه، همسر گرامی رسول خدا(ص) که در آن سالهای دشواری مايه آرامش پيامبر بود، و بلند باد ياد و نام تکتمبانو مادر بزرگوار امام رضا(ع) که اکنون نيز زائران مدينه را به آن قبرستان دورافتاده و فراموششده آن سوی بقيع میکشاند تا لختی در مقابل ديوارهای سفيد گرداگرد مزارش بايستند و برايش فاتحهای نثار کنند.
محمدرضا مرواريد