امام رضا
1396/7/17
آمدم ای شاه، پناهم بدهخطّ اَمانی ز گناهم بدهای حَرمَت ملجأ درماندگاندور مَران از دَر و، راهم بدهای گُل بی‌خارِ گلستانِ عشققُربِ مکانی چو گیاهم بدهلایقِ وصلِ تو که من   ادامه..
1396/6/29
خانه خاله‌جان را دوست می‌داشتم. از چند محلّه شلوغ و چند کوچه بلند می‌گذشتم و یک سراشیبی کوتاه را می‌پیمودم، تا به آن‌جا برسم. آن خانه هم حیاط داشت   ادامه..
1396/6/29
نام من رضا است، کوتاه است و فقط سه حرف دارد. می‌شناسی؟ باید برایت آشنا باشد. از آن زمان که بازیگوشانه بر گِرد خانه تو بالا و پایین می‌پریدم، و خود را به زلال جویباری   ادامه..
1396/6/29
دوست دارم زانو بر زمین بگذارم و بنشینم و سر فرود آورم و بر خاک نرم و سنگ خارا نهم و سجده کنم از شادی؛ دوست دارم دشتِ شقایق‌های داغ‌زاده را هدف بگیرم و دست بگشایم   ادامه..
1396/6/29
ذرّه‌های نوری ضعیف از لابه‌لای قفسه‌های فرسوده و نامرتّب کتاب‌خانه بر صفحه‌ای که پیش روی خود گشوده‌ام می‌دود. کف دو دست را بر کتاب‌ها   ادامه..
1396/6/29
چهارپایه فرسوده‌ای می‌یابم و آن را در نزدیک‌ترین ماسه‌زار خشکِ ساحل، رو به دریا می‌نشانم. شَتک برآمده از برخورد آب با صخره تنومندی که تکیه‌گاه   ادامه..
Copyright @ 1998 - 2017 Imam Reza (A.S) Network , All rights reserved.