طلوع شمس ندیدی ز نجم اگر محسوس ببین ز نجمه به عالم طلوع شمس شموس نموده انفسِ آفاق را قرینِ سرور شَهی که نفسِ نفیسش بوَد اَنیسِ نفوس تبارکَ الله از این روزِ اَسعدِ میمون که
ادامه..
دوباره آمدهام تا دوباره جان گیرم به درگهِ تو به اشک رَوان، روان گیرم
دوباره آمدهام تا که کام دل بدهم به بوسهای که از این عرش آستان گیرم
دوباره
ادامه..